تا انتخابات | ايثار و شهادت
شمال فردا را صفحه اصلي خود كنيد
صفحه اصلي | تماس با ما | پيوندها | جستجو | آرشيو | RSS | ارسال خبر

 

 

کد خبر: 36288  تاریخ انتشار: ۰۲ مرداد ۱۳۹۴ 
ايميل ارسال به دوستان
چاپ نسخه چاپی

براي شهرم زيراب كه زير آب رفت ....
آنچه البته به جايي نرسد فرياد است!

رودخانه شهر من سالهاست كه دست آويز و بهانه خوبي براي سخنراني هاي انتحاباتي شده است . ساماندهي رودخانه تالار چه واژه قشنگ و مهم و پركاربردي روي كاغذ است.....

آنچه البته به جايي نرسد فرياد است!

شمال فردا - حشمت الله سمیعی : شايد اگر اين اتفاق در جايي غير از شهرم مي افتاد از نظر علمي به اين موضوع مي پرداختم اما ديگر نه حسي براي پرداختن به جزييات برايمان مانده و نه نبش قبر كردن اتفاق ،چيزي را عوض ميكند . به همين خاطر مي خواهم دلي بنويسم براي شهرم زيراب كه زير آب رفت .
نزديك 50 سال است كه زيراب با استقرار شهرداري ، به شهر تبديل شده است به جايي كه قرار بود زيرساختهاي شهري يكي پس از ديگري رفاه و خدمات را براي مردمش به ارمغان بياورد
سالها از آن داستان مي گذرد كم و بيش اتفاقات خوبي در حوزه شهري افتاده است و هزاران ديگر هنوز به انتظار ايستاده اند.
در اين شهر كه به قول يكي از دوستان- كوير سبز- تا چشم باز مي كني محبت و لطف بي بديل خداوند را مي بيني كه هر كدام از آنها به تنهايي براي توسعه يك شهر كافي مي باشد.
جنگلهاي انبوه ، راه آهن سراسري، جاده ترانتزيتي، معادن بيشمار،امامزاده هاي لازم الاحترام و در نهايت رودخانه اي كه از قلب اين شهر عبور مي كند. به راستي يك شهر براي توسعه چه مي خواهد كه ما از آن بي بهره ايم .
درست است که نيروي انساني كار آمد كه بتواند اين استعدادهاي را در كنار هم با هارموني مناسب بچيند و موسيقي پيشرفت آن را به منظم ترين حالت سر دهد.
سالهاست از روي كار آمدن شورا ها مي گذرد. حكومت مردم بر مردم.
آيا قابليت و استعدادهاي تفكرات يك شهر را مي توان در پنج نفر خلاصه كرد.يا بايد در كنار آنها از اتاقهاي فكر و كارگروه هاي مختلف بهره برد .
رودخانه شهر من سالهاست كه دست آويز و بهانه خوبي براي سخنراني هاي انتحاباتي شده است . ساماندهي رودخانه تالار چه واژه قشنگ و مهم و پركاربردي روي كاغذ است.
البته در شهر كوچك من كه هيچ گاه براي ايجاد درآمد پايدار آن تلاش نشده و شايد هم امكانات كافي براي آن وجود ندارد نمي توان از شهردار جوان و با انگيزه آن خيلي انتظار كارشاقي را داشت . ايجاد ديوار حايل و ساماندهي رودخانه حتي از نان شب براي مردم شهر من واجب تر است . اما با كدام اعتبار؟
منتقد بايد منصف باشد.
مدير بحران شهرستان يا به بيان ساده تر پدر شهرستان ،اين نماينده عالي دولت ، جناب آقاي فرماندار بايد داراي تفكر خلاق باشد بايد بحران را پيش بيني نمايد .( به ما در كلاسهاي بحران گفته اند بحران سه مرحله دارد و مهمترينش قبل از بحران و پيش بيني آن است.) در دو سال اخير چند جلسه ستاد بحران در شهر زيراب تشكيل شده است . آيا در چند سال اخير چندين بار سيل تكرار نشده است.
روي صحبت من با فرماندار جديد يا قبلي شهرستان نيست . با سيستم فرمانداريست در كجاي دنيا سراغ داريد تمامي اعضا ستاد بحران و يا شوراي تامين شهرستان خارج از شهرستان محل خدمت زندگي كنند .اما در شهرستان من اينگونه هست . همه مي دانيم تايم طلايي بعد از بحران 15 دقيقه اول آن است در صورتي كه اعضا محترم همگي خارج از مسافت 40 كيلومتري زندگي ميكنند و در خوشبينانه ترين حالت بعد از سي دقيقه به محل حادثه مي رسند كه تقريبا اختيار امور از دست مي رود . در اين سيل خانمان سوز كه در شهر مان اتفاق افتاد تنها وظيفه شهرداري و يا شوراي زيراب نبود ، ستاد بحران بايد نقش پر رنگ تري بازي مي كرد . شايد اگر هيجانات اوليه بر مسئولين مستولي نميشد با آوردن 50 نيوجرسي بتي و قراردادن آن در مسير منازل مسكوني باعث انحراف و حداقل كاهش قدرت تخريبي سيل ميشديم
در صورتي كه يك شهرستان داري طراحي شرايط بحراني باشد و اين طراحي ها به تفكيك و بومي شده به هر شهر ابلاغ شود در زمان هر اتفاقي هر قسمت مسئوليت خودش را مي داند و خروجي كار خدمات مناسب براي مردم اين ولي نعمتان حقيقي مي باشد
رودخانه اي كه مي تواند فرصت مناسبي براي توسعه شهري ، ايجاد مناطق گردش پذير و در نهايت فضايي براي در آمد پايدار باشد، مي شود تهديدي براي جان ما .
اتفاق منطق ندارد يعني ممكن است فردا هم فصل جديدي را براي شهرمان رقم بزند .
آيا وقت آن نرسيده : اتاق فكر و كارگروه مجزا در كنار شورا و شهرداري بوجود آيد و ستاد بحران زيراب بعد از انجام آمايش سرزميني به صورت مجزا زير نظر بخشداري تشكيل شود .
پس با توجه به عبور جاده ترانزيتي از اين شهر و پذيرا بودن خيل مسافران و ارايه خدمات استاني و گاهي ملي پيگيري اعتبارات مجزا استاني و ملي براي ساماندهي وضعيت شهري توسط نماينده عالي دولت در اين شهرستان ، بايد در دستور كار ايشان باشد و دراختصاص تملك دارايي و يا ماده 180 بايد نگاه ويژه به اين مناطق بحران خيز داشته باشند .
در اين مقال مي خواستم از وظايف نمايندگان هم بنويسم اما گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من آنچه البته به جايي نرسد فرياد است

 

اضافه کردن نظر

كليه حقوق محفوظ است، استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است - طراحی و تولید: "مازندنت"